جوکستان
  
 جوکهای فارس باحال
 
تیر 1386
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 4 تیر ماه سال 1386

به فارس می گن نمی خواهی ادم شی می گه من ازاین سوسول بازی ها خوشم نمی اید

  

فارسه زنگ میزنه به فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ طرف جواب میده: بله ، یارو داد میزنه میگه: پس شما غلط میکنید میگویید که فلسطین اشغاله

 

فارسه میره کنکور بده یه سکه میبره می انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباه است

 

فارسه سوار تاکسی میشه راننده بهش میگه دست لا ذر گیر نکنه فارسه تریپ مرام میزاره میگه سرت لا در گیر نکنه.


 
دوشنبه 4 تیر ماه سال 1386

به فارس می گن نمی خواهی ادم شی می گه من ازاین سوسول بازی ها خوشم نمی اید

  

فارسه زنگ میزنه به فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ طرف جواب میده: بله ، یارو داد میزنه میگه: پس شما غلط میکنید میگویید که فلسطین اشغاله

 

فارسه میره کنکور بده یه سکه میبره می انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباه است

 

فارسه سوار تاکسی میشه راننده بهش میگه دست لا ذر گیر نکنه فارسه تریپ مرام میزاره میگه سرت لا در گیر نکنه.


 
جمعه 1 تیر ماه سال 1386

یه روز یه فارسه میخوره به یه تیر برق میگه چه یک بزرگی

فارسه رشتیه رو تو خیابون می‌بینه، بهش میگه: سلاااام اکبر آقای گل! رشتیه میگه: دیگه سلام بی سلام، خانم مُرد!!!

فارسه میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ فارسه میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ فارسه میگه: قربان شما، دست بوسن به فارسه میگن چرا

  • یه اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که. خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن فارس رو گرگ خورده!!!

فارسه می ره تو دل طبیعت هضم می شه

به فارسه میگن: با «سینا» جمله بساز. میگه: با عباس‌اینا رفتیم بیرون

 

  • فارسه نذر میکنه آسک اسم بچه هاشو ا... بزاره!! اولی رو میزاره فتح ا... دومی رو میزاره یدا... سومی دختر میشه میزاره سیندرلا!!!

 

 

  • فارسه  میره میوه فروشی میگه: ‌آقا بی زحمت یه کیلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهای مذهبی بوده، میگه: نگو انگور، بگو میوه بهشتی! بعد اون بابا میگه: ‌آقا دو کیلو هم سیب بدین. یارو میگه: نگو سیب، بگو جمال محمد! بعد فارسه بادمجون میخواسته، میگه: بی زحمت ‌یه کیلو هم ...یـــرِ بلال حبشی بدین!!!

 

 

  • فارسه عروسی میکنه شب عروسی زنش بهش میگه تو چرا هیچ کاری نمی کنی؟!! فارسه میگه: حرف نزن من زن گرفتم از این کثافت کاریا نکنم!!!

 

 

  • فارسه میگن وقتی غم و غصه میآد سراغت چیکار میکنی؟؟؟ میگه مغزمو دایورت میکنم رو تخمم!

 

رشتیه رفیقش رو تو خیابون میبینه، میگه: هی میگن فارسا سکن، ترکا سکن، ‌به خدا راست می‌گن! رفیقش میگه: چطور مگه؟ میگه: مثلاً این اصغر آقا، مرتیکه ترکِ سک! خودش زن داره‌ ها، ولی میاد زن منو می...اد!!!

  • یه روز یه رشتیه با زنش میره سینما، فیلم سوپر ببینند. وسطای فیلم زنه حشری میشه و دست میکنه تو شلوار مرده. مرده میگه: گرمه؟! زنه میگه:‌آره. مرده میگه:‌ نرمه؟! زنه حشری میگه: آااره. میگه: کلفته؟! میگه:آاای...آره! رشتیه میگه: ‌اون انمه!!!

 

  • رشتیه مادرشو میبره دکتر، دکتر میگه برای سلامتیش باید پرهیز کنه!! رشتیه میگه دکترجون خودت بکن پرویز دهن لقه!!!!

 

  • رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن!!!

 

  • به رشتیه میگن: تو 8 سال اسیر بودی، چطور بچه 2 ساله داری؟ میگه: من اسیر بودم، خانوم که اسیر نبوده!

 

  • به رشتیه میگن شما روی هم رفته چند نفرید میگه ما روی هم نرفته  4 تا بچه داریم!!!

 

  • زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج اجازه نامه شوهرش رو میبره بهش میگن قبول نیست شما باید استشهاد محلی بیارید!!!

 

  • رشتیه شب موقع خواب دعا میکنه میگه خدایا حقو به حقدار برسون صبح بیدار میشه می بینه بچه هاش نیستن

 

  • امام جمعه رشت بچه دار میشه سازمان مجاهدین مسئولیتش رو بر عهده میگیرن.

 

  • فارسه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، فارسه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه فارسه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة سک! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! فارسه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!!!

 

فارسه یبوست داشته، میره دکتر. دکتر یک نسخه براش می نویسه بهش میگه: این قرصها رو میخوری، این شیاف رو هم استعمال میکنی. فارسه میگه: آقای دکتر استعمال میکنم یعنی چی؟ دکتره بهش میگه: عزیزم یعنی باید یه جوری به بدنت برسونی . فارسه میگه: یعنی چی؟ یعنی بخورمش!؟ دکتره میگه: ببین عزیز من! باید یه جوری به بدنت برسونی اما نه از دهن. فارسه میگه: یعنی از گوشم؟! ... دکتره حوصلش سر میره با خنده میگه: باباجون باید بکنیش تو ...ونت! فارسه هم میگه : ببین اقای دکتر خودت شوخی رو شروع کردی ها، منم ...یرم تو دهنت

فارسه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ فارسه کلی فکر میکنه، بعد میگه:‌ تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!

  • فارسه رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

 

  • فارسه چراغ علاالدین پیدا میکنه، شروع میکنه تمیز کردنش که یه دفعه غوله از توش در میاد و میگه: من غول چراغم هرچی میخوای آرزو کن تا برات برآورده کنم! فارسه هم ازون حزبلای تیر بوده، میگه: برو قدس رو آزاد کن! غوله میگه: بابا دمت گرم! ما رو با این اسرائیلیا در نیانداز، اینا خطرناکن، بمب اتمی دارن، آمریکا پشت سرشونه، سر جدت یه چیز دیگه بگو ! فارسه یکم فکر میکنه، میگه: باشه، ‌بیا یه کاری کن دیگه به ما ترکا نگن سک! یهو غوله شروع می کنه بند و بساطش رو جمع جور میکنه که بره، فارسه بهش میگه: هوی! کجا داری میری؟! میگه: قربونت! میرم همون قدس روآزاد کنم!!!

 

  • کنفرانس بین المللی شناخت طبیعت انسان بوده، ‌ اول انگلیسیه میاد میگه: انسان قائم به ذاته و یک ساعت سخنرانی فلسفی می کنه. بعد هندیه میاد میگه: روح انسان بر جسمش مستولیه و اون هم دو ساعت سخنرانی میکنه. نوبت فارسه میشه،‌ میاد پشت میکروفون، میگه: اصولاً انسانها همه یا ...ونیند یا ...س خل!! همه ملت سر وصداشون در میاد که: یعنی چی آقا؟ این حرفا چیه تو کنفرانس تخصصی؟ فارسه میگه:‌ صبر کنید! من ثابت می کنم! اشاره میکنه به یه بابایی میگه: برای مثال آقا شما بیا بالا. یارو میره بالای سن. فارسه ‌میگه: قربان اگه به شما بیست میلیون دلار بدن ....ون میدین؟! مرده میگه: نه که نمیدم!‌ فارسه میگه: خوب ....س خلی دیگه!!!

 

  • به فارسه میگن اگه کسوف بشه چی میشه؟ میگه: هیچی یه ذره پماد می مالیم خوب شه!

 

  • فارسه میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه ، دکتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده!!!

 

به فارسه میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم

 

 

به فارسه میگن کامپیوتر چقدر بلدی؟ میگه تاحدودی...! میگن خب روشنش کن ببینیم- میگه البته نه در این حد

فارسه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. فارسه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. فارسه میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه!

به فارسه میگن با آجر جمله بساز-میگه با آجر که جمله نیسازن...ایلده خونه میسازن

فارسه وزیر مخابرات میشه بعد از یه هفته مخابرات ورشکسته میشه! از طرف دولت هیئتِ تحقیق تشکیل‌میدن، می‌بینن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشی‌های ‌تلفنای همگانی رو بیسیم کرده!

به فارسه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش

فارسه پاهاش خواب میره، پتو روش می‌کشه

فارسه میره حرم امام رضا، میگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو که ضامن آهو شدی، ضامن من یابو هم بشو

فارسه یه هزاری میندازه تو صندوق صدقات...تا شب هر کی میاد صدقه بده میگه برو داداش من حساب کردم

فارسه میره کولر بخره، فروشنده میگه: آبی باشه؟ فارسه میگه: اگه قرمزشو دارین بدین! ...

فارسه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت می‌کنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان سکک استفاده می‌کنند!

فارسه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه


1-یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!


به فارسه میگن جسم شفاف رو تعریف کن-میگه جسم شفاف جسمی است که از این طرفش بشه اون طرفش رو ببینی.میگن: آفرین! یه مثال بزن...میگه: نردبون

فارسه داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه مینویسه: سوسک کش جدید رسید! بعد از یک مدت یکی میاد میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. فارسه میگه: این دارو تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت تو هر چشمش دو قطره ازاین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون! فارسه میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ایلده از اون راهم میشِه!

فارسه میره خواستگاری، دختره سبیل داشته، بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه، فارسه میخواد دلداری بده میگه: مرد که گریه نمی‌کنه ...

از فارسه میپرسن این خیابون کجا میره؟ میگه ایلده من چهل ساله اینجام...ندیدم جایی بره

فارسه داشته تو خیابون قدم میزده ، یه سک می افته دنبالش . به سک میگه تو کی هستی افتادی دنبالم ؟
سک میگه : هاااااااا ! من وجدانت بیدم

فارسه می‌میره می‌ره اون دنیا، ازش می‌پرسن چی شد مردی؟
میگه داشتم شیر می‌خوردم.
می‌گن اِ؟ شیرش فاسد بود؟
می‌گه نه بابا. گاوه یهو نشست

به فارسه میگن: شکسپیر خوندی؟ میگه نه...کی نوشتنش

فارسه می ره دکتر می گه آقای دکتر هیچ کس چرا منو تحویل نمی گیره ؟دکتره می گه: نفر بعد!

به فارسه میگن چرا در خونت نوشتی
WC؟
میگه این مخفف
welcome هست ...

به فارسه می گن از چه تیم فوتبالی خوشت میاد ؟
میگه : قربون جدش برم! آ سد میلان

به فارسه میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی کیا


یه یارو مسته هی میرفته رستوران 2 تامشروب سفارش می داده گارسون ازش میپرسه: چرا همش 2تا 2 تا سفارش میدی ؟میگه یکی واسه خودم یکی واسه دوستم تو شهرستان .بعد از مدتی دیگه همش یکی یکی سفارش می داده گارسون دوباره مشکوک میشه ازش می پرسه :واسه دوستتون اتفاقی افتاده که یکی سفارش میدین؟ میگه نه.....ایلده من خودم ترک کردم

به فارسه میگن یه واحد کوچیک‌تر از مثقال نام ببر. میگه چس مثقال!

فارسه جونش به لبش میرسه، تف می‌کنه می‌میره!

فارسه قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک!


عزراییل میره سراغ فارسه. فارسه خودش رو میزنه به مردن!

به فارسه میگن به نظر شما سیو همان سیب است؟ میگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!

فارسه رو می‌برن زیر سوال، له میشه!

شب چهارشنبه سوری می‌بینن فارسا بیشترین آسیب رو داشتن. یه آمار می‌گیرن می‌فهمن که اونا آتیش رو بغل دیوار درست می‌کردن بعد از روش می‌پریدن!

زن فارسه حامله بوده و برای تشخیص جنسیت بچش میره سونوگرافی. زنه با دکتره میرن توی اتاق و بعد نیم‌ساعت دکتره میاد بیرون میگه آقا مژده بچه شما دختره. فارسه میگه آخی، ...آقای دکتر بپرس اسمش چیه؟!

یه فارسه بلال می‌خوره، تا یه هفته همش اذون میگه !

به فارسه میگن یه جمله بساز که توش آب باشه. میگه لوله!

یه روز یه عربی به اسم جاسم توی عروسی یهو با صدای بلند می‌گوزه.اخلاصه از اون به عد معروف میشه به: جاسم گوزو.... اینقدر خجالت می‌کشه که از خدا می‌خواد بکشدش و مثل اصحاب کهف سیصد سال بعد زندش کنه! خدا هم همین کار رو می‌کنه. وقتی طرف بعد سیصد سال زنده میشه میره بازار که نون بگیره. وقتی پول رو به نانوا میده، یارو بهش میگه این رو از کجا آوردی؟ میگه چطور مگه؟ نانواهه میگه آخه این سکه مال عهد جاسم گوزویه، خیلی قیمتیه!



فارسه میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه کت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمیخواد بدوزی، پارچه رو بده برم دنبال کارم

اصفهونیه اکس می‌زنه. تو تاکسی پول دو نفر رو حساب می‌کنه


فارسه بعد از 2 سال چیدن یک پازل رو تموم میکنه. بهش میگن: چرا اینقدر طول دادی؟ میگه: نه، اتفاقا خوب تموم کردم، روش نوشته بود 3 تا 5 سال

فارسه خودکارش تموم میشه، ترک تحصیل میکنه

به فارسه گفتن با شاش جمله بساز گفت با اکبر و داداشاش رفتیم سینما گفتن بابا منظور جیشه گفت خوب آبجیش هم بود

یه روز یه مورچه با یه فیل ازدواج می کنن دو روز بعد فیله میمیره .مورچه برمیگرده میگه: دو روز زندگی کردیم حالا یه عمر باید قبر بکنم

این جوک واقعی است
از تهرانیه میپرسند: احمقترین خواننده کیه !؟ میگه حبیب ! میگن آخه چرا !!!؟
میگه بابا این مرتیکه خر داره گیتار میزنه هی میگه صدای دهل میاد !!!


به فارسه میگن شیری یا روباه ؟میگه مگه سک چشه!

فارسه رو میفرستن جبهه، بعد شیش هفت ماه برمیگرده، در میزنه، داداش کوچیکش با یک تپه ریش درو وا میکنه! فارسه هول میکنه، میگه: چی شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش فقط یک نگاهِ معنی داری بهش میندازه و میره تو. فارسه کف میکنه، میره تو میبینه داداش بزرگش هم تا زیر گردن ریش گذاشته! بدبخت پاک شلوارشو خیس میکنه، میگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چی شده؟! اصغر هم یک نگاه به فارسه میکنه و از اتاق میره بیرون. فارسه بدبخت سراسیمه میره تو اتاق میبینه ریش باباش رسیده تا دم نافش! دو دستی میزنه تو سرش، میگه: بوا... بگو آخه چه بلایی سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش میگه: ای کاش ننت مرده بید... کاش بوات مرده بید... پسر آخه این ریش تراشو چرا بردی؟!!!

فارسه به رحمت خدا یک دونه مو هم تو کلش نبوده. یک روز میره سلمونی، ملت همه پوزخند میزنن، میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!


فارسه توی کوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد بر می‌گردید؟

مورچه هه می ره جلوی آینه و می گه: سیاه نرمه نرمه، های سیاه نر مه نرمه!

فارسه داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت میکرده، میگه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

فارسه مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!

به فارسه آب میدن جای مشروب، مست میکنه و عربده می‌کشه! میگن: بابا جون اونی که خوردی آب بود، میگه: دیگه دیر گفتید، منو گرفته!

فارسه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، فارسه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. فارسه میگه: مِریه؟ میگه: نه. فارسه میگه: جاندارمریه؟

فارسه دنبال دزد میکنه، از دزده جلو میزنه!

فارسه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. فارسه داد و بیداد می‌کنه که:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو ی تخته پرش

فارسه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند کفشش بازه. به کنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یک دقیقه این میله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!

گضنفر رفت پیش چشم پزشک.تا وارد شد دکتر گفت: آه آه آه...چقدر چشمات سرخ شده؟..گضنفر پرسید: ببینم دکتر...درد هم میکنه؟



طرف می خواسته تو دوران جنگ خونه بساخته.خلاصه واسه خرید تیر آهن میره پیش شهر دار.شهر دار بهش میگه که ما فقط به رزمنده ها تیر آهن می دیم و شما تو اولویت نیستی! خلاصه طرف کله می کنه و میره جبهه و اونجا حین رزم سه تا ترکش می خوره به قمبل مبارکش!برای همین میبرنش عقب.اونجا یک عده با دوربین میریزن دورش واسه مصاحبه و ازش میپرسن که چه پیامی برای مردم دارید؟ طرف هم شاکی می شه و میگه: به اون شهر دار بگین که: حالا خوب شد واسه دو تا تیر آهن کون ما پاره شد!؟

سوسکه مست می کنه و می ره جلوی دم پایی و می گه: بزن، ده بزن دیگه لعنتی

 


   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 9291


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها